|
به مجرد اینکه مردم به یک الگوی موسیقیایی و غنائی، یا یکی از آنها اقبال نشان میدهند آن الگو تا حد ممکن برای مقاصد تجاری مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. (تئودور آدورنو- درباره موسیقی) راسلسن عقیده دارد که موسیقی عامیانه هم به دلیل خواستگاههایش درجوامع پیشاسرمایهداری و هم به سبب کارکردهای ضد تجاری معاصرش در نظام سرمایهداری، بدیل موسیقی سرمایهدارانهی صنعت موسیقی سازی است. موسیقی پاپ در دنیایی که اکثر مردم درآن زندگی میکنند، درباره عشق و کار هیچ حرف ارزشمندی نمیتواند بزند. به اعتقاد راسلسن موسیقی راستین مردم همانا موسیقی عامیانه است. درحقیقت این موسیقی عامیانه است که بنیان کلامی و ساختار موسیقیایی خود را براساس باورها و اندیشههای کهن و دنبالهدار آدمیان درطول تاریخ پایهریزی می کند و پیوسته هم این نوع موسیقی است که از فرهنگ و زیرساختهای ملل و اقوام گوناگون سخن میگوید، گونهای موسیقی که درمطالعات فرهنگی پیوسته یکی از شاخصههای مورد توجه برای کندوکاو و کاوش در لایههای زیرین فرهنگ و باورهای اقوام گوناگون بوده است. استواری این نوع از موسیقی بر کهن الگوها، اساطیر، ادیان، متلها و مثلها، همان چیزی است که راه را برای شناخت ملتی از معبر کلمات و امواج موسیقیایی این نوع – موسیقی عامیانه – هموار میکند. |